مقاله نشر شده در هفته نامه میثاق وحدت
قلب آسيا افغانستان و قلب افغانستان باميان است و باميان تنها ولايتي در افغانستان است که بعداز کانفرانس تاريخي بن تا امروز بحران امنيتي خوشبختانه از آنجا رخت بر بسته و مردم آن ولايت تمام پروسه هاي ملي را عاشقانه تمرين نموده اند که دي دي آر و داياگ، انتخابات رياست جمهوري و پارلماني، قدغن توليد مواد مخدر و پيوستن به صلح و معارف را ميتوان از برجستگي هاي ملي و دموکراتيک مردم باميان محسوب داشت. متأسف از آنيم که بحران امنيتي جايش را به بحران اقتصادي، اجتماعي، انکشافي، سياسي، اداري و حتي تعليمي و تربيتي خالي کرده است.
خشک سالي و نبود اشتغال براي زارعين و طبقه کارگر همانگونه در اکثر نقاط افغانستان جوانان را مجبور به ترک خانه و رفتن در کشورهاي همسايه ايران و پاکستان نموده اند در اين ايام طبقه کارگر جوان ولايت باميان را نيز به اشکال گروپي و انفرادي رهسپار ديار مسافرت نموده اند و رسيدن به منزل مقصود را آنان که گارگري و حمالي در يکي از کشورهاي همسايه به طور قاچاق و غير قانوني است، در دنيايي از يأس و ابهام بعيد تصور مي نمايند.
صعود نرخ و قيم در مناطق دور دست به ويژه ولايت باميان که زمستان زود رس و طولاني دارد نيز از تناسب مستقيم با وضع اقتصادي کشور و حوادث طبيعي فصول سال برخوردار است که با ريزش اولين لايه سفيد برف راه هاي مواصلاتي مسدود و قيم مواد اوليه به سرعت بالا ميرود که وضع فعلي موجود از آمدن زمستاني نهايت مخوف و فاجعه زا حکايت دارند آيا کدام آدرس و مرجع ناجي و وقايه کننده وجود دارد که به وضعيت نجات طلبانه بامياني ها لبيک بگويند؟
بلي! رئيس صاحب جمهور، پارلمان و وکلاي منتخب مردم باميان با جامعه جهاني صداي باميان را مي شنوند و....
بعداز مرگ سهراب نوش دارو درکار نيست.
فاجعه انساني و قرباني دادن در برابر اوضاع طبيعي نه اضطراري است نه غير مترقبه بلکه زمستان طبيعتاً آمدني و حتماً سرد است.
در اين روزها که فصل خزان است کسي به سراغ باميان نمي آيد. جلسات انکشافي و ظرفيت سازي باميان در هوتل هاي کابل و شايد خارج از کشور تدوير مي گردد در صورتي که کدام مانع امنيتي در باميان محسوس نيست. در فصل سرد زمستان خبرنگاران و گزارشگران نيز باميان را فراموش خواهند کرد و گزارش مرگ و مير ناشي از شدت سرما را در فصل بهار به نشر خواهد رسانيد. انتخابات پارلمان و رياست جمهوري هم نزديک نيست که نامزدان احراز پست ها پيش از رسيدن زمستان ها يکبار ديگر به باميان مي رسيدند و از حال و احوال حاشيه قرار گرفتگان مرکزي باخبر مي شدند. چندي قبل وزير زراعت افغانستان آقاي آصف رحيمي که تازه به اين سمت منصوب شده اند پيام داده بود که اولين محموله هاي غذايي را پيش از ريزش برف در ولايات فارياب و باميان سرازير خواهد کرد ولي اين پيام براي مردم دور افتاده باميان يک پيام صوتي از طريق راديوها بود و يک مژده افسانوي و حکايت رويايي بيش نيست و مطمئناً اين وعده ها نيز در رديف وعده هاي داده شده قبلي قرار خواهد گرفت و جنبه عملي پيدا نخواهد کرد.
باورها و علايق درحال صلب و سقوط است. هيچکس، نه رئيس جمهور، نه هم وزراء و حتي وکلاي مردم باميان بي بهانه به باميان نمي آيند.
بامياني ها در کنار ساير مردم افغانستان در انتخابات رياست جمهوري سهم فعال گرفتند و سناتوران و وکلا را خودشان انتخاب نمودند و به آنها راي اعتماد و خدمت دادند و بالاي آنها حق دارند که در شرايط صلح و امنيت موجود در باميان از نزديک با آنها صحبت نمايند و مشکلات آنها را حداقل بشنوند اگر حل کرده نمي توانند.
خاطرات شور و اشتياق پر حرارت سه سال پيش، استقبال از صلح، دموکراسي و انتخابات در ذهن و ياد مردم باميان کم کم به عجيب تبديل مي شوند. عدم دلبستگي، کم توجهي و حتي فراموشي وکلا از موکلين و سرزميني که سکنه آن است آرزوها و اميدهاي مردم را به يأس و حرمان مبدل مي کنند.
سيماي باستاني شهر باميان و جاده هاي خامه آن حاکي از انکشاف عمر يک دوره دولت و مجلس است. رقابت هاي ناسالم احزاب سياسي، معارف و تمام ارگانهاي دولتي را مصاب به بحرانهاي مشهود و ننگ آوري نموده است که ضماير آگاه و وجدانهاي سالم را به قضاوت فرا مي خوانند که چرا با سرنوشت ملتي که سالها محروم بوده اند بازهم بازي کرد؟ چرا اطفال معصوم، جوانان و نوجوانان اين سرزمين با علم و تکنولوژي آشنا نشود که با احزاب ناکام و بي هدف آلوده شود، يا استبداد است يا روح جامعه مرده است
+ نوشته شده توسط پوهیالی عطاالله فاضل