همه جنگیدند؛ اما او کف دست تاریخ را خوانده بود

منبع : اطاق تحلیل وخبر

نوشته ای رزاق مامون

استاد عبدالعلی مزاری درتاریخ افغانستان، به ویژه درگسترۀ زیستی- تاریخی «هزاره»؛ نام خود را به سان سرقافلۀ منادیان داهیۀ عدالت طلبی درجغرافیا وتاریخ بی عدالتی درافغانستان حک کرده است. این حقیقتی است که مشخصاً از «قضاوت» های بیمارگونۀ نگرش های جنگی واقطابی، مستقل است. چه کسانی خوش باشند ویا کژاندیشی پیشه کنند؛ چنین حادثه یی درتاریخ افغانستان، یک باربرای همیشه اتفاق افتاده است.

مردی که عدالت را با زندگی ومرگ خود به تاریخ تعریف کرد؛ متفاوت از همتایان هم دورۀ خود، درپی رسیدن به اقتدار جمعی ازطریق تعمیل تئوری تقدم عدالت برقدرت روی صحنه آمد و با همان دیدگاه حضورفزیکی خود را از «صحنه» برچید تا راه را برای تسجیل یک فرهنگ نگرشی شفاف، باز کند. مزاری ازچماق مذهب برای رسیدن به عدالت بهره برداری نکرد. مذهب او، رفع عطش تاریخی و ایجاد فضای تنفس برای همدگرپذیری عاری ازمرزکشی های فلاکت باراستبدادی بود. برای او دراوج نگرانی سرنوشت، ازدست دادن «فرصتی پیش آمده» بس وحشتناک بود.  

ویژگی منحصربه فرد دیگر مزاری آن است که عدالت را برسیاست ترجیح می دادو هرگزاز سیاست به منظورتخریش اصول عدالت طلبی جمعی درافغانستان استفاده نکرد. او به نوبۀ خود،